آزاده دواچی
1389/4/15

نگاهی به مجموعه شعر « هیچ بارانی این همه رانخواهد شست» سروده ی شبنم آذر
کتاب "هیچ بارانی این همه را نخواهد شست " مجموعه ی دوم شبنم آذر است که دغدغه های یک شاعر برای بیان حقایق و رخدادهای زندگی را نمایان می کند .شبنم آذر ازجمله شاعرانی است که از حساسیتهای پیرامونش بی اعتنا نمی گذرد . شاعری که شعرهایش حرفهای زیادی برای گفتن دارند. رویکردهای شبنم آذردراکثر شعرهایش اعتراضی و جسورانه بوده و شاعر بی آنکه از حذف خود در شعر سخن گوید برای بیان واقعیتهای جهانش پیش می رود . شاعر در شعری که به جای مقدمه آورده است ، طغیان خودش را علیه صورتهای رایج نشان می دهد . شاعر در شعرش کنش پذیر است و تمام تلاش خود را برای انتقال ماهیت های حقیقی که دنیای او را احاطه کرده نشان می دهد.
ازستاره هایی که هنوز می درخشند سپاسگذارم اگرچه این خانه پنجره ای ندارد
ازکوه ها سپاسگذارم اگرچه دیوار بلند است
از پله های اضطراری سپاسگذارم اگرچه چوبدست من شکسته است
درعین حال که شاعر از حقایق تلخ پیرامون خود و جهانش آگاه است ؛زبان را نیزتماما برای خلق وربط این واقعیتها به کار می برد . زبان در اشعار او جلوه ای از ارتباطش با دنیای حقیقی است و با وجود تجلی حقایق درمحتوا ، زبان شعرش هرگز خدشه دار نشده است . مورچه ها چه شکلهای عجیبی دارند گاهی به شکل کلماتی درمیآیند که آدم را می ترساند صف می کشند و مثل حرف "آ" مستقیم می روند وبه انتهای "آ" که می رسند ابتدای آدم را تجزیه می کنند و در انتهای " میم " مراسم تشییع تمام می شود شاعر از ایدئولوژی محیط برشعرش آگاه است ؛ گرچه در بعضی از سطرها ،زبان شاعر با این آگاهی به تضاد می رسد و نشان دهنده ی این است که شاعر به نحوی ناآگاهانه نیز در خلق اثرش ؛ توجه خاصی به محیط حقیقی و فضای رئال شعر داشته است . شعرهای کوتاه شبنم آذر به خوبی شکل گرفته اند و فضای این اشعار ارتباط خوبی با مخاطب برقرار می کند . با جایگزین کردن و جابجایی کلمه وصفت، ترکیبات جدیدی از توصیفات شعری به دست می آید. انتظار این چشم ها به چه کار می آید راه لنگان در تاریکی فرو می رود شب در کوچه ها اطراق می کند گربه ا ی آخرین لکه ی سفید ماه را لیس می زند و برای ما چیز زیادی باقی نمانده است همانطور که سیکسو می گوید شعرتنها جایی است که تنِ زن می تواند به صورت حقیقی حضور پیدا کند. شعربیانگر عواطف و هیجانات تن است و تن به صورت خوددرشعر حاضر می شود . درواقع شعر، خواستگاه تن است که باید منتقل کننده ی هیجانات و عواطف باشد. درشعرهای شبنم آذر این مقوله به وضوح قابل تشخیص است. شاعراز اوج احساسات و عواطف خود می گذرد و ارتباط خودش را در متن به خوبی با خودِ حقیقی اش برقرار می کند . خودِ او شاعری حساس به آنچیزی است که درپیرامونش اتفاق می افتد . تاریخ و رویدادهایش درشعرهای شبنم آذر رنگی دیگر میگیرند. شاعر در پردازش به رویکردهای تاریخی با ایجاد کلماتی متفاوت درسطرهای مختلف اشعارش، موفق عمل می کند و شعر وارد فضای یکدستی می شود که درعین زیبایی در کلام ، منتقد هنجارها و رفتارهای جامعه اش است . در این طرف آنحرف های جهانی شدن هنوز انجیر معابددرختی ست که به سبک باستانی خویش ایستاده -به احترام مردم شرق- و مادران شالهای کشمیر آرزوهایشان را به آن بند می زنند فضاهای به تصویر کشیده شده در اکثر اشعار ، فضاهایی واقعی هستند . او شاعری تجربه گراست که از ماهیت حقایق بی کم و کاست پرده بر میدارد .از سوی دیگر زبان شعر پیچیده نیست و شاعر تمایلی هم به پیچیده گویی ندارد . رمز موفقیت شاعردر انتخاب کلمات از ورای سادگی و انتقال معانی عمیق زندگی است . قیر ته کفش ها قیرخیابان قیرگربه ی سیاه قیرشب هیچ بارانی این همه را نخواهد شست شعرهای شبنم آذر از استعارات رمانتیکی ، زبان تمثیلی و سورئال یا ایده آل گرا فاصله می گیرند و در بطن حقیقت ملموس و درجریان حضورخودشان را اعلام می کنند . شاعر آگاهانه به تمامی تعاملات ،رفتارها و گفتمان های سیاسی و اجتماعی درحیطه ی شعری خود روی می آورد و از فضای رمانتیک درشعر خارج می شود. عراده ی توپی بازمانده ازجنگ های جهانی شلیک می کند کلماتش را ازآن دهان کهنه ی بی باروت جهان بینی شاعر بررفتارهای جنسیتی اودرشعر محیط است بدین معنی که شاعر جدا از نوع جهان بینی که دارد تصاویری را خلق می کند که بار جنسیتی ندارند گرچه خود ِشاعر که زن است هم ،در ارتباط با این جهان بینی خدشه دار نمی شود . با این حال عکس العمل های منفعل را در شعرهای او نمی توان دید، شاعر با سوژه های شعرش درگیر می شود. از دیگر مشخصه های شعری شبنم آذر این است که شاعر ازروایت خود محور در شعر خارج شده و توجهش را معطوف به پدیده های جهانی می کند . نگاه شاعر بیشتر ازآنکه به دنبال فردیت گرایی درشعر باشد چرایی همگانی است که روح شعرهای او رابه تسخیر درآورده است. زمستان پرچمش را آویزان کرده د ر باد از شلیک کوچ پرندگان سوراخ می شود آسمان پشت این پنجره آهنی ها تا دست کم نصیبی از اعتصاب برده باشد شهامتت یک تیرشلیک کن به آسمان یأس حاضر درفضای شعری شاعر نشان دهنده ی نوع ارتباط او با محیط اطرافش است این یأس در بعضی از شعرها عملا آشکار است و در بعضی از اشعار ناخودآگاهانه به همراه باری که شاعر به کلمات می دهد ، کلماتی مثل تیره ، مرگ و سیاهی این یأس را منتقل می کند . زیبا نیستم درآینه شکلی را می بینم با موهای تیره و چشمهای کوچک که به زندگی من می ماند تجربیات شاعر بیشتر از آنکه فردی باشند تجربه هایی همگانی است . شاعردرپردازش به موضوعات اجتماعی و سیاسی درقالب ساختار کلمات ،به خوبی عمل کرده است. این عکس ها عکس های امروزند مردم خانه هایشان را عقب می کشند به عرض خیابانه های گمنامی که می دوند در طول شهر مجموعه باشعر بلندی تمام می شود. می توان گفت که شبنم آذر دراین مجموعه به صورت خودی مستقل حضورش را ازمیان کلمات اعلام کرده که به دور از فضاهای کلیشه ای؛ دراشعارش تماما متعهد به محیط پیرامونش عمل کرده است. مجموعه ی موفقی که نشان دهنده ی خواست شاعر برای رسیدن به استقلال در زبان ودرساختار بوده و نتیجه هم داده است . این استقلال به همراه تلاش برای گسترش هویت شخصی شاعر در ارتباط با سوژه های شعری بوده است که از سوژه های کلیشه ای و جنسیتی فاصله گرفته و گفتمانی از شاعری متعهد را درشعرش ایجا د کرده است .
|