اليزاوتا باگريانا / به کوشش مسلم ناظمی
1389/4/15

اليزاوتا باگريانا (1893-1991) برجسنه نرين شاعر معاصر بلغارستان است كه كانديد جايزه ادبيات نوبل و برنده مدال آكادمي شعر رم بوده است. شعر "نواده" يكي از شعرهاي مشهور اوست كه از انگليسي به فارسي برگردانده شده (با تشكر از آقاي ديمو سيراكف رايزن فرهنگي سفارت بلغارستان كه اين شعر را در اختيار من گذاشت)
در آلبوم خانوادگی ام، عکسی از پدر بزرگ هایم نیست. چيزي نميدانم از نشانه هایی که جا نهاده اند. از زندگانی ای که بسر بردند ازا رواح و از صورتهاشان اما حس میکنم نبض خود خواه خون سرگردان خاندانم را که از خواب می پراندم و می کشاندم به گناه نخستین مان انگار مادر بزرگی سیاه چشم با سربند و شلواري ابریشمین در گریز از تاریک ترین شب با خان غريبهاي ميتازد شاید سم هایی برای شکار بر کرانه های دانوب می کوبیدند و آن ها هنوز از کشتار در امان بودند. آثارشان را باد زدوده بود. شاید از رو که من در آغوش دشت های آدم ندیده پنهان بودم در بر پشت اسب هایی که با صدای شلاق پرواز می کردند و فریاد های آزاد كه باد خيسانده بود. شاید درطول راه دودل شوم و قدرم را دروغ ها و گناهانم نشان دهند ولی هرچه هست من دختر وفادار توام سرزمین هم خون مادری!
ترجمه به انگلیسی: کوین آیرلند
|