شعری از نزار قبانی / به کوشش فرشته وزیری نسب
1389/4/15

نامه ای از زنی احمق (نامه ای به یک مرد )
آقای من این نامه از زنی احمق است تا حالا زن احمقی برایت نامه نوشته؟ نامم چیست؟ نامها را کنار بذاریم رآنیا یا زینب هند یا حیفا نامها احمقانه ترین چیزها ییست که ما با خود میکشم
آقای من میترسم افکارم را به تو بگویم میترسم اگر بگویم بهشت گر بگیرد چون مشرق زمین تو نامه های آبی را توقیف می کند رویا ها را در گنجه سینه زنان توقیف میکند احساسات زنان را سرکوب میکند با چاقو و ساطور با زنان حرف می زند بهار و شور را قصابی میکند و طره های سیاه را مشرق زمین تو آقای من تاج هایش را از جمجمۀ زنان می سازد
۳
بر من خرده مگیر ارباب اگر نوشتنم ضعیف است چرا که هنگام نوشتن خنجر بر درم می ساید و پشت در بادست و زوزۀ سگان جلاد پشت در ایستاده وقصابی ام می کند اگر نامه ام را ببیند اگر ازشکنجه هایم بگویم سر بر تنم نمی ماند اگرتن پوش نازکم را ببیند سر از تنم جدا می کند چون مشرق زمین تو بر دورزنان حصار از نیزه کشیده است مشرق زمین تو مردان را به پیامبری می گزیند و زنان را زنده به گور می کند
بر آشفته نشو از این ابیات آقای من آزرده نشو اگر من شکوه های سر بستۀ قرون را بر ملا می کنم اگر مُهر از ناخودآگاه برداشته ام اگر از حرم های قلعه ها گریخته ام اگر برعلیه فرمان مرگم بر علیه گورم بر علیه ریشه هایم وبر علیه سلاخ خانه های عظیم شما شوریده ام
بر آشفته نشوآقای عزیزم اگر از احساساتم با تو می گویم چرا که مرد مشرقی با احساس و شعر بیگانه است و مرد مشرقی زن راـ جسارت میشود ـجز بر روی ملحفه ها نمی فهمد
عذر می خواهم ارباب که به ساحت مقدس پاد شاهی مردان توهین شد زیرا صد البته که بهترین ادبیات ادبیات مردانه است و عشق سهم مردان وشهوت افیونی که به آنها فروخته میشود
در سرزمین های ما آزادی زنان به فصۀ شاه پریان می ماند چون آزادی جز برای مردان مفهومی ندارد
به من هر جه می خواهی نسبت بده ارباب برایم پشیزی ارزش ندارد بگو سطحی، احمق، دیوانه، نادان دیگر بر من بی تاثیرست چون هر زنی کز خود بنویسد در منطق مردانه احمق نام می گیرد ومن هم که در ابتدا گفتم که احمقم.
ترجمۀ دکتر فرشته وزیری نسب
|